بسم ا لله الرحمن الرحیم
آیا آقایان نمیخواهند به داد برساخت رسانهای «طلبهی جهادی» برسند؟!
فیلم احمد، در صدد به تصویر کشیدن جلوهای از مدیریت جهادی انقلاب اسلامی است که با محوریت مدیریت جهادی شهید بزرگوار حاج احمد کاظمی درفرودگاه بم به تصویر کشیده شده است. داستان، چند شخصیت را وارد فیلم کرده که همگی چون خود را در تحت «مدیریت جهادی» و «طرح ذهنی و نانوشتهی» حاجاحمد قرار میدهند میتوانند نقش مؤثر خود را ایفا کنند. حتی چهرههای وابسته به دولت نیز چون از انفعال دولتی خود خارج میشوند، میتوانند نقش مؤثری در به موفقیت مدیریت جهادی احمد ایفا کنند.
گویا هر منزلت اجتماعی، نقش اجتماعی خود را به خوبی ایفا میکند. مثلا؛ پزشک بومی شهر، از وقتی که مدیریت احمد را میپذیرد، هم نقش پزشکیاش را به درستی ایفا میکند و هم در منزلت یک مادر، برای ایفای نقش مادریاش در گوشهای خلوت، مادارنه دعا میکند که خداوند فرزندش را از زیر آوار نجات دهد.
جاهل داشمشدی که پیشتر ضربشستی نیز از احمد خورده، با تدبیر احمد، به وسیلهی خداوند تبدیل میشود تا حتی او هم نقشی در نجات فرزند آن مادرـپزشک ایفا کند.
استادخلبان بهنگام به هنگامه درمیآید و با ریسک پرواز پرخطر شبانه، گوشهای از کار جهادی احمد را پیش میبرد!
استاد دانشگاهدیدهی مدیریت بحران و نماینده دولت، از وقتی که دست از نقزنی برمیدارد و تحت مدیریت احمد درمیآید، نقش شایستهای در پیشبرد مدیریت جهادی احمد ایفا میکند.
⏺️ در میان همه این منزلتهای اجتماعی که هر کدام نقش مؤثری را ایفا می کنند فیلم، با وهن «هویت طلبگی» یک طلبه معمم را نیز به تصویر کشیده که با چهرهای ترسیده، منفعل، بیهنر، تکیده و مردد در یک نما، با برگزاری نماز جماعت، مزاحم فرود هواپیما میشود تا «تضاد سمبلیک نماز جماعت با هواپیمای امداد و نجات» خلق شود! در نمایی دیگر، با مداخله غیرموجّه در کار خانم پزشک، موجب اعتراض استاد دانشگاهدیدهی رشته مدیریت بحران میشود تا «تعارض حوزه و دانشگاه» یا مشکل «مداخلهی غیرتخصصی روحانیت در امور تخصصی و نخبگانی» به تصویر درآید!
یک بار هم که آن طلبه برای انتقال زخمیها به یاری امدادگران میآید، در هنگام حمل برانکاردِ یک زن زخمی، به جهت نشنیدن هشدارهای آن زن، موجب گمشدن دختر خردسال او میشود تا روحانیت به نمادِ «نداشتن گوش شنوا برای شنیدن صدای زنان» تبدیل شود! بماند که در همهی این فیلم، تنها یک زخمی قبل از رسیدن به هواپیما میمیرد آن هم همان زنی است که برانکاردش را این طلبه حمل میکرد! سرانجام دختر یتیم و بیپناه آن زن بینوا، تا وقتی که در آغوش این طلبه است، فقط ناله میکند ولی وقتی که استاد دانشگاهدیدهی مدیریت بحران با کاربلدی و مداخله فنّی و هنرمندانهی خود او را از جنازه مادرش جدا میکند، خندهای بر لب کودک مینشیند تا جلوهی دیگری از «کارنابلدی غیرتخصصی روحانیت در بحرانهای اجتماعی» به تصویر درآید!
در نمایی دیگر حاج احمد او را از قرائت بلندبلند و بیفایدهی قرآن نهی میکند و از او میخواهد که به جای این بیهدفی و سرگردانی، با ایفای نقش آخوندی خودش، مانع از ویرانی ایمان مردم زلزلهزده بشود. او برای ایفای نقش خطیب بلندگو را به دست میگیرد شروع غیرفنیاش هرچند صمیمانه و جذاب است ولی در ادامه سخنرانیاش از اثربخشی بازمیماند و «ناتوانی روحانیت در حفظ ایمان مردم» نیز به تصویر درمیآید! و عاقبت، در آخرین نمای فیلم، وقتی حاج احمد میخواهد نماز بخواند چون خبری از روحانی نیست، نمازش را فرادی میخواند!
در روزگاری که طلبههای جهادی با صلابت و صداقت مشغول فداکاری بیمزد و منت در بحرانهای کشور هستند، چه کسی باید از لجنمال کردن هویت آنها در سینما دفاع کند؟ مدیر محترم حوزه علمیه، شورای عالی حوزه، یا جامعه مدرسین یا نالهی ضعیف من که به هیچ جا نمیرسد؟
✍️محمد عشایری منفرد
📋دهم رجب المرجب 1447
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared