استثناناپذیری حجاب کنیزان از عمومات قرآنی
109 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

به گزارش ایکنا، متن یادداشت حجت الاسلام والمسلمین محمد عشایری، پژوهشگر و عضو هیئت مدیره انجمن فقه و حقوق حوزه، در مورد حجاب کنیزان در صدر اسلام و دستاویز قرار دادن برخی برای زیر سؤال بردن حجاب در دوره کنونی به شرح زیر است:

حجاب به عنوان واجب دینی، برکات زیادی برای اجتماع دارد، ولی متأسفانه در کنار سایشی که از دهه هفتاد درباره خود حجاب در عرصه اجتماعی ایجاد شد، در سال های اخیر یک سایش معرفتی نیز در مورد مقوله حجاب اتفاق افتاده که می خواهد متکفلان معرفت دینی را مبتلا به تردید یا بی اعتقادی به حجاب بکند. به همین دلیل اکنون باید در دو عرصه درباره حجاب تلاش کنیم؛ عرصه «اجتماعی» و عرصه «معرفتی»؛ عرصه اجتماعی فعالان خود را دارد و در عرصه معرفتی هم باید خود مسأله حجاب و هم مسأله الزام حکومتی به آن بحث شود. در این عرصه باید دیدگاه ها و شبهاتی را که در زمینه حجاب مطرح است به چالش بکشیم.

یکی از مسائلی که در سال های اخیر مورد استناد اقناعی – جدلی قرار گرفته، خیلی هم عالمانه و دقیق نیست مسأله پوشش کنیزان صدر اسلام و زمان اهل بیت(ع) است. این مقوله از چند زاویه دارای اهمیت است؛ چرا که ما مدعی هستیم حجاب سبب کنترل روابط زن و مرد و جلوگیری از مفاسد جنسی است، ولی عده ای در سال های اخیر این بحث را مطرح کرده اند که اگر حکم حجاب برای کنترل حریم جنسیتی زنان است پس چرا درباره کنیزان حکم حجاب وجود ندارد، مگر آنان دارای جذابیت های زنانگی نیستند؟ چرا اسلام در این مورد چیزی نفرموده است؟ از طرفی هم تعدادی از مادران و همسران امامان معصوم(ع) کنیز بوده اند. به هر حال این مسأله جدی است و جریان رقیب از این مسأله استفاده می کند.

به عبارت دیگر جریاناتی در تلاش هستند بگویند، چون مادران برخی ائمه(ع) کنیز بوده اند و کنیزان نیز حجاب مناسبی نداشته اند پس تعدادی از مادران و همسران ائمه اطهار(ع) در مدینه بدون حجاب بوده اند؟! و آرام آرام این را به جامعه مدافعان حجاب القا کنند که شما از امری دفاع می کنید که قابل دفاع نیست. طرح مسأله حجاب کنیزان دست کم دو هدف عمده را نشانه رفته است: نخست آنکه می خواهند مقوله عفاف را از مقوله حجاب جدا کنند یعنی القاء کنند که کنیزان به عفت امر شده اند، اما به حجاب امر نشده اند و از این نتیجه بگیرند که پس عفاف و حجاب دو چیز جدا از هم هستند! دوم آنکه می خواهند با طرح مسأله مادران ائمه ع از پوشش حجاب قدسیت زدایی کنند و القاء کنند مادران ائمه(ع) قدسیت داشتند، اما حجاب نداشتند! اگر بخواهیم درباره حجاب کنیزان صحبت کنیم، ابتدا باید پوشش «صلاتی» را از پوشش «ناظری» جدا کنیم. پوشش صلاتی پوششی است که زن باید در حال نماز رعایت کند، یعنی از شرایط صحت نماز(یک حکم وضعی) است که مشهور این است کنیز در این مورد خاص مستثنی شده و با سر و گردن برهنه نیز نمازش صحیح است، ولی بنا بر نظر فق ها پوشش ناظری و اجتماعی یک حکم تکلیفی است نه وضعی.

دلیلی برای استثناکردن حجاب کنیز نداریم

برای مستثنی کردن کنیز از حکم وجوب تکلیفی پوشش ناظری، دلیل قانع کننده ای نداریم. ما یک عمومات متعددی داریم که آن عمومات درباره وجوب تستّر زن عام هستند؛ یکی از این عمومات تعبیر «مومنات» در آیه قرآن «وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ...» شامل زن آزاد و کنیز می شود. اگر فقیهی بخواهد این دلیل عام را تخصیص بزند؛ اولاً باید دلیل مخصّصی در دست داشته باشد و ثانیاً دلیلش از نظر اعتبار صدوری و اقوائیت لسانی آن قدر قابل قبول باشد که بتواند آن عمومات را تخصیص بزند، اگر از نظر تاریخی ادله را جستجو کنیم در زمان حیات ظاهری خود پیامبر هیچ مخصصی وجود ندارد بلکه حتی در زمان پیامبر(ص) روایت داریم که رعایت حجاب و پوشش درباره کنیز سفارش شده است. در روایتی داریم که حضرت(ص) به خانه عایشه آمدند و وقتی کنیز عایشه را دیدند پرسیدند: آیا این کنیز به سن بلوغ و تکلیف رسیده؟ وقتی حضرت(ص) متوجه می شوند آن کنیز به سن بلوغ و تکلیف رسیده است، بخشی از عمامه خویش را پاره می کنند و به عنوان پوشش به او می دهند و سفارش می کنند به پوشاندن سر آن کنیز.

این یک روایت و دلیل که عامی است، ولی مشابه این دلیل را در روایات امامیه داریم. پس از پیامبر(ص) سعی شد کنیزان را از عمومات خارج کنند. اهل سنت دلیل دارند که خلیفه دوم جلوی کنیزانی که خمار می پوشیده اند را گرفته است تا کنیزان شبیه به زنان آزاد نشوند، البته محققان اهل سنت اشکال کرده و گفته اند خلیفه دوم این کار را می کرده که زنان کنیز شبیه زنان آزاد نشوند، در حالی که آنچه ویژه زنان آزاده بود خمار نبود بلکه جلباب بود و کنیزان با پوشیدن خمار شبیه به زنان آزاد نمی شدند بلکه با پوشیدن جلباب بود که می توانستند شبیه به زنان آزاد بشوند؛ بنابراین منطقا خلیفه باید آنان را از پوشیدن جلباب نهی کرده باشد که نه از پوشیدن خمار! از طرفی خود محققان اهل سنت سند این روایت را نیز ضعیف می دانند. نه فقط محققان اهل سنت بلکه حتی عبدالله بن عمر خودش برای کنیزانش خمار های قیمتی می خریده از جنس خز که خمار ها خمار «صفاق» هم بوده یعنی نازک نبوده است، پس پسر خلیفه دوم درباره پوشش کنیزانش برخلاف آنچه که به خلیفه نسبت داده می شود عمل می کرده است؛ بنابراین روایات نهی خلیفه را برخی محققان اهل سنت هم قبول ندارند چه رسد به فق های امامیه. مخصصه ای دیگری نیز برای اثبات حجاب نداشتن کنیزان ارائه می شود: یکی از این مخصص ها «سیره» است. ادعا می کنند سیره متشرعه از زمان اهل بیت(ع) این بوده که کنیزان با سر برهنه ظاهر می شده اند و لباس کامل نداشته اند. درباره سیره، هم مشکلاتی وجود دارد؛ محقق کرکی در تبیین سیره می گوید: که کنیزان با روی باز بیرون می آمده اند(نه با موی باز)، لذا اصل تحقق سیره مورد ادعای آنان مخدوش است اگر هم محقق بشود اصلا به تأیید اهل بیت نرسیده است. در حقیقت کنیزان منتسب به اهل بیت کاملا باحجاب و متستّر و خانه نشین بوده اند.

یکی از شواهدی که نشان می دهد کنیزان منتسب به اهل بیت(ع) بسیار به تستّر و پوشش مقید بوده اند، روایات مربوط به وصیت امام کاظم(ع) و اجرای وصیت آن حضرت بوده است؛ یکی از کنیزان منتسب به اهل بیت(ع)، «ام احمد» مادر حضرت شاهچراغ و همسر امام کاظم(ع) که زنی بسیار بزرگوار و مقید به ولایت بوده اند، وقتی در وصیت امام کاظم(ع) بر ولایت امام رضا(ع) تاکید می شود، این بانوی با کرامت همه امانات و چیز هایی که مربوط به امام رضا(ع) بوده را به ایشان تقدیم می کند، برخی پسرانِ امام کاظم(ع) به امام رضا(ع) حسادت می کنند، به همین دلیل به قاضی مدینه شکایت می برند. وقتی حضرت رضا(ع) در دادگاه حاضر می شود، بانو «ام احمد» نیز به عنوان شاهد حاضر می شود؛ برادران ناتنی امام رضا(ع) در حضور قاضی اعتراض می کنند که این بانو صورتش را پوشانده، از کجا بدانیم که او واقعا «ام احمد» است، باید کشف وجه کند و در آنجا بانو «ام احمد» نقابش را در حد صورت بالا می زند. پس از دادگاه این بانو با ناراحتی به فرزندانش می گوید که امام کاظم(ع) از قبل به من خبر داده بودند روزی این فرزندان، شما را از خانه بیرون می کشانند و مجبور می شوی صورتت را آشکار کنی.

امثال این روایات نشان می دهد کنیزان خانه اهل بیت(ع) چگونه به امر حجاب و پوشش مقید بوده اند. به عنوان مثال دیگر نقل شده سعیده خاتون که از کنیزان خانه امام صادق(ع) بود ملازم بیتشان بوده اند به طوری که تنها برای زیارت خانه خدا و قبر پیامبر(ص) از خانه خارج می شده اند. کنیزان حضرت ام کلثوم نیز همین گونه بوده و با لباس کامل و با حیا از خانه خارج می شده اند. در روایات آمده است که کنیزان حضرت ام کلثوم در مدینه وقتی او را همراهی می کردند، «متخفرات» بودند. متخفر یعنی پوشش شدید همراه با حیا لذا اگر کسی ادعا کند سیره ای از کشف حجاب کنیزان وجود داشته، باید گفت این سیره مورد تایید ائمه اطهار(ع) نبوده است. به صورت خلاصه باید گفت که سیره قابل اثبات نیست و با چنین سیره ای نمی شود عمومات قرآن درباره حجاب را تخصیص زد.

کافی نبودن اجماع

مخصص سوّمی که ممکن است ادعا کنند این است که بگویند: اجماع داریم. این اجماع هم چیزی را ثابت نمی کند. چرا که اولا اجماع نداریم تا بگوییم فق های شیعه همه بر این حرف و ادعا متفق القول هستند، بنابراین چنین اجماعی محرز نیست. اگر هم باشد مدرکی است. مخصص چهارمی که مدعیان بخواهند برای تخصییص عمومات قرآنی حجاب به آن استناد کنند روایات است. باید گفت روایاتی که ما درباره عدم وجوب حجاب سر برای کنیزان داریم، اولا با هم تعارض دارند. ثانیا در اسناد این روایات اصلا ضعف وجود دارد. به عبارت دیگر باید گفت یک روایتی داریم که از سویی سندش ضعیف است، از سویی معارض دارد. در این ظرف تعارض هم اولا خودش موافق با عامه است و از طرفی هم مخالف با کتاب است. این گونه روایات توان تخصیص زدن عمومات قرآنی را دارند؟ مرحوم مجلسی می گوید این گونه روایات تقیه ای است!.

نتیجه آن که هدف این افراد و جریانات اولا این است که بگویند حالا که ائمه اطهار(ع) نسبت به حجاب کنیزان خودشان حساسیت نداشته اند پس مسأله غیرت و عفت از مسأله حجاب جداست، در حالی که ما این گونه پاسخ می دهیم که حجاب، عفاف و غیرت درهم تنیده اند و این پوسته و هسته بدون یکدیگر فایده ای ندارند. کنیزان ائمه(ع) نیز مطابق روایت و سیره و دلایل فراوان به شدت مقید به حجاب بوده اند. به نظر می رسد هدف از طرح این مباحث جدا کردن مقوله عفاف از حجاب است تا بگویند بدون داشتن حجاب هم می شود عفت داشت و لزومی به رعایت حجاب برای داشتن عفاف نیست. حال آن که این دو مقوله از هم تفکیک ناپذیر هستند. آنان می خواهند نتایج اجتماعی مورد نظر خود را بگیرند و قداست حجاب را زیر سوال ببرند که البته در کنار همه این ها از عملیات روانی و تروریسم فرهنگی دشمن نیز نباید غافل شد. هدف دومشان نیز این است که با بی حجاب نشان دادن مادران و همسران اهل بیت از مسأله حجاب قدسیت زدایی کنند.

وظیفه حکومت اسلامی درباره حجاب

یکی از شئون فقیه حتی در زمانی که مبسوط الید نیست، «اقامه معروف» است و وقتی فقیه به بسط الید می رسد اقامه معروف هم گسترش پیدا می کند. این که متاسفانه برخی عمامه به سر ها نیز دقیقاً همان حرف های دشمنان در مورد حجاب اختیاری را تکرار می کنند توجه به این امر مهم ندارند که وظیفه ذاتی حکومت اسلامی اقامه معروف و ارزش ها و شعائر اسلامی در جامعه است. فقیه باید شعار های دینی را گسترش دهد، شعار دین بسیار مهم است. برای درک اهمیت شعائر دینی شأن نزول آیه «حافظوا علی الصلوات و الصلوه الوسطی…» را ملاحظه بکنید.

نماز جماعت در مسجد هرچند یک حکم مستحب است اما اگر به یک نماد و یکی از شعائر دینی تبدیل شد، اهمیت دیگری پیدا می کند! در روایات مربوط به نزول همین آیه آمده است که پیامبر(ص) برای نماز ظهر به مسجد آمدند وقتی مشاهده کردند از دست گرمای مدینه افراد کمی به مسجد آمده اند خشمگین شدند که چرا یکی از شعائر دین تعطیل شده است؟! وقتی رسول گرامی اسلام برای یک عمل مستحب که از شعائر دین شده است، این گونه خشمگین می شوند باید دید برای حجاب و اقامه آن در جامعه به عنوان یک نماد و شعار دینی درآمده چقدر اهمیت قائل می شوند.

 امروزه حجاب نماد جامعه انقلابی و اسلامی ماست، حجاب به عنوان شعار دین و یک واجب الهی بسیار مهم است و باید برای اجرایش تلاش کرد. باید با تمام توان جلوی تروریسم رسانه ای گسترده دشمن در مورد حجاب ایستاد.