یادکردی از «کرسی ترویجی پوشش زنان جاهلی و امکان تشریع حجاب شرعی در عصر پیامبر(ص)»
255 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحیم

"مرکز تحقیقات ومطالعات زن و خانواده" یک کرسی ترویجی تحت عنوان «پوشش زن جاهلی و امکان حجاب شرعی در عصر پیامبر ص» برگزار کرد. عنوان این کرسی، متخذ از یکی از مقالات بنده بود. اون مقاله در مورد یکی از شبهات جدید حجاب نوشته شده و مساله اصلی‌اش هم این است که در زمان پیامبر (ص) پارچه و صنعت خیاطی ولباس‌های متنوعِ کافی برای این که مسلمانان باحجاب بشوند اصلا وجود داشته یانداشته است؟

این توهم که در زمان ایشان چنین امکاناتی وجود نداشته، اخیرا در برخی محافل موجب پیدایش این پندار شده بود که اصلاپیامبر (ص) در عصر خودشان نه می‌توانستند و نه می‌خواستند که حجابی مانند حجاب امروزی زنان مسلمان پدید بیاورند!! دیدگاه رقیب بیان می‌کرد که عرب‌ها لباس مناسبی با شکل و شمایل لباس‌های امروزی‌ در اختیار نداشته‌اند تا بتوانند به پوششی مانندپوشش اسلامی امروزی دست یابند؛ چون لباسشان دوختنی نبوده و امکان بستن و محکم نگهداشتن آن‌ها بر روی اندام‌های بدن وجود نداشته! و ...!

من برای رسیدن به این نکته باید این سؤال را پاسخ می‌دادم که «آیا در آن روزگار برای تحقق چنین حجابی، فرهنگ،امکانات پوششی و خیاطی به اندازه کافی فراهم بوده است یا نه؟» بنده برای حل مسأله در مقاله خود، متون ادبی (اعم از نثر و نظم) و تاریخی، حدیثی و لغوی را مورد کاوشقرار دادم.

بنده در اون مقاله (و ایضاً در اینجلسه) با کنکاش قابل توجهی در منابع لغوی، حدیثی، تاریخی و اشعار جاهلی سعی کردمنشان بدهم که زنان عرب در شهرهای آن روز عربستان هم لباس‌های متنوعی داشته‌اند وهم صنعت خیاطی در اختیار داشته‌اند و هم تجارت لباس از اطراف شبه جزیره به شبه جزیره در سطحی وجود داشته که هر کس می‌خواست باحجاب بشود، لباس کافی پیدا می‌کرد.

اصل آن مقاله در دومین شماره از دوفصلنامه «مطالعاتجنسیت و خانواده» منتشر شده است. برای مثال در آنجا اثبات شده است که زن عرب سرپوش‌های بسیارمتنوعی داشته سرپوش‌هایی مانند مِعجر، بُخنُق، قِناع، وَصواص و ... در اختیارداشت. صورت پوشهایی نیز داشته که گاه از آن استفاده می‌کرد.

علاوه بر صورت‌پوشها و سرپوش‌های متنوع، حتی لباسهای زینتی عجیبی هم داشته‌اند؛ مثلا برای حجیم نشان دادن نشیمنگاهشان چیزی شبیه به بالشتک داشتند که از زیر لباسشان به نشیمنگاهشان می‌بستندو به آن «عُظّامه»، «رفاعه»، «الحشیه»، «العجازه» یا «الاعجازه» می‌گفتند. لباسهای ایام عزاداری‌شان با لباسهای ایام دیگرشان فرق می‌کرد، لباسهای داخل خانه بالباسهای بیرون خانه فرق داشت، لباسهای کار با لباسهای دیگر فرق داشت، لباسهای دختران کم‌سال با لباسهای زنان فرق داشت همه این لباسها با اسم و رسمشان و این که در شعر کدام شاعر جاهلی یا در کدام حدیث عصر نبوی یا در کدام گزارش تاریخی از عصرنبوی به کار رفته، به صورت مفصل در مقاله بررسی شده بود که بالتبع در جلسه کرسی نیز مطرح شد.

دوخت و دوز، خیاطی لباس‌های آستین دار و بدون آستین و اصلا دوخت و دوز برخی لوازم دیگر مانند کفش و مَشک و کلاه و ... نیز به همین ترتیب مورد بررسی قرار گرفته بود و شواهد تاریخی از این که برای فلان همسرپیامبر خیاطی آمده بود لباس بدوزد و همسر پیامبر به آن خیاط چه گفت، این که یک خیاط پیامبر را به مهمانی دعوت کرده بود و ... همگی در جلسه با شواهد و مدارکی که در مقاله هم آمده بود، ارائه شد و سرانجام نتیجه گیری شد که در عصر پیامبر (ص) مانعیاز تحقق حجاب شرعی وجود نداشته است.

استاد دکتر اسماعیلی که ناقد بحث بنده بودند، محبت کردند و اشکال گرفتند که مشکلی که در روش فقها وجود دارد این است که منابع را محدود می‌کنند و این باعث می‌شود تحقیق همه‌جانبه نباشد. ایشان گفتند که ما  در تحقیق حق نداریم منابع را محدود کنیم. اصل اولیه در تحقیقات این است که کلیه اطلاعات مرتبط با موضوع از کلیه منابعی که به ذهن‌مان می‌رسد استخراج شود، کلامی، تاریخی، فقهی، رجالی، ادبی، سنگ‌نوشته‌ها و باستان‌شناسی. همه چیز برای ما سند است، مگر خلافش ثابت شود. ایشان این را هم گفتند که اگر در بحث لباس از بحث‌های لغویان بهره بردیم باید آن را در دیگر منابع هم چک کنیم تا تحقیق کامل شود.

بنده خدمت ایشان عرض کردم که فقهای مدرسه قم و بسیاری از فقهای قدیم ما، تک منبعی نبودند! به ایشان عرض کردم شاید برای شما جالب باشد که بدانید یک فقیه تک‌منبعی وقتی سند روایت را با منابع رجالی صحیح می‌یابد به آن عمل می‌کند اما یک فقیه چندمنبعی وقتی می‌بیند که راویِ روایتِ حیله‌های ربا یک صرّاف (طلافروش) است هر چند که روایت از نظر منابع رجالی صحیح باشد ولی باز هم با توجه به شغل راوی و احتمال ذی‌نفع بودن وی در روایت تردیدمی‌کند و آن را کنار می‌نهد!! لذا فقیهانی مانند محقق بروجردی و امام خمینی وشاگردان ایشان غالبا چندمنبعی عمل می‌کنند و بنده نیز در تحقیق حاضر تک منبعی عمل نکرده‌ام! با این حال از دقت نظر ایشان تشکر کردم.

برای اثبات این که در منابع تحقیقم حصرگرا نبوده‌ام نیز متن مقاله را نشان دادم که در هیچ موردی از لباسهای معرفی شده به منابع لغوی اکتفا نشده بلکه سعی شده که اول لباس مورد نظر در متون شعر جاهلی یاگزارشهای تاریخی عصر نبوی یا روایات عصر نبوی ردیابی شود آنگاه اگر این منابع نشان دادند که فلان لباس در عصر جاهلی یا نبوی وجود داشته، به تحلیل لغوی لباس پرداخته شده است.

آقای اسماعیلی در پایان ازمن پرسیدند که به نظر شما وضع پوشش زنان قبل از تاسیس قانون حجاب چگونه بوده؟ خدمت ایشان عرض شد که اشراف لباس بلند می‌پوشیدند مردم عادی در شرایط مختلف لباسهای مختلف به تن می‌کردند، سرپوش و صورت پوشهای متنوعی رایج بود که البته همیشه نمی‌پوشیدند ولی حجاب کامل شرعی آن هم به صورت دائمی و در برابر نامحرم وجود نداشت. اسلام باقانون حجاب می‌خواست محدوده پوشش زن را در برابر کسانی که آنها را نامحرم معرفی می‌کرد، مشخص کند و از او بخواهد که به صورت دائمی این محدوده را بپوشاند.

در پایان از ایشان تشکرکردم و اقرار کردم که در جلسه نقد از ایشان چیزهایی یاد گرفته‌ام که از قبل بلدنبودم.

در ضمن خبر این جلسه را رسانیوز هم کار کرده است:

http://www.rasanews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=246509

والسلام علیکم و رحمة الله