گفتگوی دوستانه
22 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله

محضر جناب حجت الاسلام و المسلمین اکبرنژاد

بعد السلام والتحیة

در نامهای که به صورت خصوصی برای بنده ارسال کرده و بعدا آن را به صورت علنی نیز منتشر فرمودید، خطاب این جانب نوشتهاید: «ابتداء به سیاق مباحث علمی می‌خواستم پاسخ بدهم، ولی دیدم حضرتعالی از اساس دیدگاه حقیر را درست فهم نکرده‌اید و احتمالا از افواه دیگران شنیده‌اید و چیزهایی که نوشته‌اید، نقد من نیست. بلکه نقد یک تصور غلط از عرایض بنده است.»

برداشت بنده از دیدگاه شما این بوده که شما برای عموم طلاب، زبان عربی را در حد عربیت مادرزادی کافی میدانید. و بر اساس همین برداشت هم یادداشت کوتاهی را منتشر کرده و در آن از جنابعالی پرسیده بودم که اگر عربیت مادرزادی کافی است، پس چرا خلیفه دوم که خود عرب مادرزاد بود نمیتوانست از متن قرآن کریم دریابد که «اقل الحمل شش ماه است»؟!

حال اگر واقعا بنده موفق به فهم دیدگاه شما نشدهام، مگر خودتان در کتاب منطق تفسیر متن ننوشتهاید:

«آیا این همه ادبیات خوانی لازم است؟ نه؛ زیرا بخش اصلی دین زبان علمی است نه زبان ادبی. هر کسی که با بخشهای علمی قرآن و روایات انس داشته باشد، تردید نمیکند که فهم مطالب موقوف به خریط شدن در ادبیات نیست و کسی که به اندازه عرب زبانها با زبان عربی آشنا باشد میتواند آنها را بفهمد. بخش عمدهای از روایات ما نیز سوال و جواب است. اصحاب با همان زبان عامیانه سوال میکردند و پاسخ میگرفتند. در اغلب آنها نیز بحثهای دقیق علمی مشاهده نمیشود.» (محمدتقی اکبرنژاد، منطق تفسیر، ص 150)

در پایان یادتان باشد قرار بود حوزویان به جای کتابهای بسیار مغلقی مانند کفایه، کتابهای فارسی و روان شما (و امثال شما) را بخوانند و ملا بشوند، به نظر شما من که آن کفایهی مغلق را میفهمم (دست کم به شهادت امتحانات کتبی و شفاهیام) چه شده است که نمیتوانم از کتاب شما که به زبان فارسی روان نوشته شده است، منظور شما را فهم کنم؟؟!!

التماس دعا

محمد عشایری منفرد